خرید بک لینک
چای که مرغوب نباشد چیزی به آن اضافه می کنم:چوب دارچینی، هِلی، نباتی، شده چند پَر بهار نارنج،چیزی که آن مزه و بو را تبدیل به عطر ِخوش و طعم ِخوب کند."زندگی هم گاهی می شود مثل همین چایباید با دلخوشی های کوچک طعم و رنگش را عوض کنی،یک چیزی که امید بدهد به دلت،انگیزه شود،بنزین باشد برای حرکت ماشین زندگی

برچسب: نویسنده: سینا کریمی‌پور تاريخ: يکشنبه 14 خرداد 1396 ساعت: 17:25

جالبه كه كسي كه يه سال پيش واست غريبه بود امسال شايد همه زندگيت باشه، يا حتي كسي كه يه سال پيش همه دنيات بود امسال ميتونه فقط يه غريبه باشه.

گذر زمان واقعا وحشتناكه

برچسب: نویسنده: سینا کریمی‌پور تاريخ: يکشنبه 14 خرداد 1396 ساعت: 17:25

بـــهار را ببین
چگونه از خود
می تــکانَد
برگ های فرسوده را ؛
تو هم جوانه ای بزن،
ســبز شـــو !!!
بـهـار
ادامه ی لبخندهای تو خواهد بود...

لبخند بر لبانتان

برچسب: نویسنده: سینا کریمی‌پور تاريخ: يکشنبه 14 خرداد 1396 ساعت: 17:25

من هیچوقت سبزه ای را به یادتو گره نخواهم زد ، نمیخواهم گره ای به کار دنیا بیندازم و تو را آرزو کنم ... مادر میگوید قدیم ها اینطور بود سر سفره های عقد تمام گره هارا باز میکردند که بخت عروس و داماد پر از گره و جدایی نباشد... از کجا معلوم که این سبزه گره زدن ها بختمان را گره نزند و تمام نقشه هایمان را

برچسب: نویسنده: سینا کریمی‌پور تاريخ: يکشنبه 14 خرداد 1396 ساعت: 17:25

خدایا !من دلم قرصه !کسی غیر از تو با من نیستخیالت از زمین راحت، که حتی روز روشن نیستکسی اینجا نمی بینه، که دنیا زیر چشماتهیه عمره یادمون رفته، زمین دار مکافاتهفراموشم شده گاهی، که این پایین چه ها کردمکه روزی باید از اینجا، بازم پیش تو برگردمخدایا وقت برگشتن، کمی با من مدارا کنشنیدم گرمه آغوشت، اگه م

برچسب: نویسنده: سینا کریمی‌پور تاريخ: يکشنبه 14 خرداد 1396 ساعت: 17:25

خدایا !من دلم قرصه !کسی غیر از تو با من نیستخیالت از زمین راحت، که حتی روز روشن نیستکسی اینجا نمی بینه، که دنیا زیر چشماتهیه عمره یادمون رفته، زمین دار مکافاتهفراموشم شده گاهی، که این پایین چه ها کردمکه روزی باید از اینجا، بازم پیش تو برگردمخدایا وقت برگشتن، کمی با من مدارا کنشنیدم گرمه آغوشت، اگه م

برچسب: نویسنده: سینا کریمی‌پور تاريخ: يکشنبه 14 خرداد 1396 ساعت: 17:25

خدایا !من دلم قرصه !کسی غیر از تو با من نیستخیالت از زمین راحت، که حتی روز روشن نیستکسی اینجا نمی بینه، که دنیا زیر چشماتهیه عمره یادمون رفته، زمین دار مکافاتهفراموشم شده گاهی، که این پایین چه ها کردمکه روزی باید از اینجا، بازم پیش تو برگردمخدایا وقت برگشتن، کمی با من مدارا کنشنیدم گرمه آغوشت، اگه م

برچسب: نویسنده: سینا کریمی‌پور تاريخ: يکشنبه 14 خرداد 1396 ساعت: 17:25

"خاطره ها"شاید سوختی باشدکه مردم برای زنده ماندن میسوزانند ************************************قدیما نگاهت تو نگاهه یکی که میوفتاد اون دوباره نگا میکرد و تو دوباره نگا میکردی که چرااون نگات میکنه و این اتفاق انقد ادامه پیدامیکرد و طرف فک میکرد عاشقش شدی راه میوفتاد میومد دنبالت...و شاید این تفریحه ب

برچسب: نویسنده: سینا کریمی‌پور تاريخ: يکشنبه 14 خرداد 1396 ساعت: 17:25

صفحه بندی